سرگرمی با چاشنی پرتقال سرگرمی- خنده-پ نه پ-کاریکاتور-
کیف پول +۱۸ من خیلی خوشحال بودم. من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود. ![]() پنج شنبه 19 آبان 1390برچسب:, :: 18:48 :: نويسنده : مهرداد
دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت.
«بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد يا نه.» بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم» چند روز بعد بهمن از دنيا رفت. يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شیء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو .... خسرو گفت: کيه؟ منم، بهمن. تو بهمن نيستى، بهمن مرده! باور کن من خود بهمنم.. تو الان کجايی؟ بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم. خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو. بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمیهايمان که مردهاند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که میتوانيم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نمیشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمیبيند. خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمیديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟ بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته ![]() پنج شنبه 5 آبان 1390برچسب:, :: 10:43 :: نويسنده : مهرداد
در سفرهای مجردی به همه چیز فکر کنید مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم" ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار ! ![]() ادامه مطلب ... پنج شنبه 5 آبان 1390برچسب:, :: 10:32 :: نويسنده : مهرداد
چند سوال خنده دار آیین نامه راهنمایی و رانندگی
با مشاهده چراغ چشمکزن قبل از ورود به تقاطع به کدام طریق زیر عمل میکنید؟ - سعی میکنیم آن را تعمیر کرده، اتصالیاش را برطرف کنیم. - میگوئیم: «ا.َ..! یه چراغ چشمکزن » و براش چشمک میزنیم. - پیاده میشویم و لامپش را میشکنیم. چه معنی دارد جایی که خانواده رد میشه از این کارها بکنه!
نگام گردش به چپ یا راست، حق تقدم عبور با وسیله نقلی های است که... - مدلش بالاتر باشه! - سیستم صوتیاش توپتر باشه! ![]() پنج شنبه 14 مهر 1390برچسب:, :: 21:27 :: نويسنده : مهرداد
انواع داماد 1- داماد خَچَل : سن بين 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشيده، جسارت بسيار ، حماقت فراوان ، زود پشيمون ،زود رنج ، قرباني عواطف زودگذر يا مبادلات خانوادگي ، بچه اش از خودش بزرگتر !
![]() یک شنبه 10 مهر 1390برچسب:, :: 18:19 :: نويسنده : مهرداد
***تكان دهنده*** دختر کور رو به پسر می کنه و میگه : کاش من کور نبودم و میتونستم تو رو ببینم . پسر میگه : نگران نباش ، من به تو قول میدهم که چنین روزی فرا خواهد رسید . مدت ها بعد ، یه نفر پیدا میشه که چشماش رو اهدا کنه . وقتی که دختر کاملا" خوب شده بود ، با پسر قرار گذاشت که همدیگر رو ببینند . دختر وقتی ا ون روز سر قرار حاضر شد ، یه پسر کور رو دید . اون لحظه بود که سر پسر فریاد کشید و گفت :دیگه نمیخوام ببینمت . پسر هم سرش رو انداخت پائین و گفت : رفتی ولی مواظب چشمام باش !!! ![]() جمعه 8 مهر 1390برچسب:, :: 19:32 :: نويسنده : مهرداد
فقط خانم ها و آقايان در ادامه مطلب براتون يه چي گذاشتم چي طلااااااااااااااااا دختر پسر جايه خود را عوض ميكنند كاريكاتور هارا از دست ندهيد همه در ادامه مطلب ![]() ادامه مطلب ... پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:, :: 20:11 :: نويسنده : مهرداد
عشق را به خانهتان دعوت کنید!
خانمی از منزل خارج شد و در جلوی در حیاط با سه پیرمرد مواجه شد. زن گفت: شماها رانمیشناسم ولی باید گرسنه باشید لطفا به داخل بیایید و چیزی بخورید. پیرمردان پرسیدند: آیا شوهرتمنزل است؟ زن گفت: خیر، سرکار است. آنها گفتند: ما نمیتوانیم داخل شویم. بعد از ظهر که شوهر آنزن به خانه بازگشت همسرش تمام ماجرا را برایش تعریف کرد. مرد گفت: حالا برو به آنها بگو که من درخانه هستم و آنها را دعوت کن. سپس زن آنها را به داخل خانه راهنمایی کرد ولی آنها گفتند: ما نمیتوانیمبا هم داخل شویم. زن علت را پرسید و یکی از آنها توضیح داد که: اسم من ثروت است و به یکی دیگرازدوستانش اشاره کرد و گفت او موفقیت و دیگری عشق است. حالا برو و مسئله را با همسرت در میانبگذار و تصمیم بگیرید طالب کدامیک از ما هستید! زن ماجرا را برای شوهرش تعریف کرد. شوهر کهبسیار خوشحال شده بود با هیجان خاص گفت: بیا ثروت را دعوت کنیم و منزلمان را مملو از دارایینماییم. اما زن با او مخالفت کرد و گفت: عزیزم چرا موفقیت را نپذیریم! در این میان دخترشان که تا اینلحظه شاهد گفت و گوی آنها بود گفت: بهتر نیست عشق را دعوت کنیم و منزلمان را سرشار از عشقکنیم؟ سپس شوهر به زن نگاه کرد و گفت: بیا به حرف دخترمان گوش دهیم، برو و عشق را به داخلدعوت کن، سپس زن نزد پیرمردان رفت و پرسید کدامیک از شما عشق هستید؟ لطفا داخل شوید ومهمان ما باشید. در این لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن دو نفر هم بلندشده و وی را همراهی کردند. زن با تعجب به موفقیت و ثروت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم! دراین بین عشق گفت: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت میکردید دو نفر از ما مجبور بودند تا بیرونمنتظر بمانند اما زمانی که شما عشق را دعوت کردید، هر جا که من بروم آنها نیز همراه من میآیند.
![]() دو شنبه 4 مهر 1390برچسب:, :: 19:58 :: نويسنده : مهرداد
موجودي به نام پرسپوليس موجودی نادر و کم یاب که یک هفته مانده به دربی به شدت فراوان میشود و همه
جا میتوان او را مشاهده کرد . بسار جان سخت است . در این مدت یک هفته ![]() دو شنبه 4 مهر 1390برچسب:, :: 19:53 :: نويسنده : مهرداد
- تیمی که در سالهای 1349 و 1370 قهرمان جام باشگاههای آسیا شد - تیمی که در سالهای 1371 و 1378 نایب قهرمان جام باشگاههای آسیا شد - تیمی که 7عنوان قهرمانی در لیگ و 5 قهرمانی در جام حذفی را یدک میکشد - این تیم به انتخاب AFC و فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال جهان به عنوان سومین تیم " قرن " آسیا انتخاب شد و پر افتخارترین تیم ایرانی در قاره ی کهن است - در بازی با رقیب سنتی دارای 23 برد و 17باخت است ...رقیب رو سوبله کرده و به دنبال دبل دوبله است ![]() موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. |
|||||||
![]() |